توهم تنهایی

یک جا قباد دیوانسالار به شهرزاد گفت که تا حالا هر چرا تنهایی می نامیدم سایه و توهمی بیش از تنهایی نبوده...و من با شنیدن این جمله ی قباد در ترسهایم فرو رفتم.در ضعفهایم.

مدتهاست به مرگ جدی فکر می کنم.به مردن خودم!به نبودن کسانی که دوستشان دارم و در هر دو مورد عاجزم!تمام دعای من اینست که یک چیزی در من تغییر کند.من روزهایم را با محتوا سپری کنم.این محتواها آدم را از نیستی و تنهایی حفظ می کند...

/ 0 نظر / 47 بازدید