همرنگ يار مايی ؟ يا رنگ از او خريدی ؟.......


نقشی که رنگ بست از اين خاک بی وفاست

نقشی که رنگ بست ز بالا مبارک است

13.gif

فکر می کردم اين شعر بالا خيلی حرفها رو خودش به تنهايی بزنه ولی وقتی ديدم بر و بچ

به این دید بهش نگاه می کنن که توش دو تا نقشی داره و......

تصمیم گرفتم بیشتر بنویسم.


دلم می خواست یه دفعه، یه عالمه براتون از رنگ و بی رنگی و اینا بنویسم ، ولی

راستش دیدم همه اش اون موقع می شه حرف........

می گن : مرضیه ! چرا چیزای قشنگ نمی نویسی ، .....
بابا ! تو سیاهی که نمی شه خبرچینی از نور رو کرد، می شه؟
..........

آخه مگه همه ی زیباییها به یکی بیشتر بر می گرده؟

وقتی رفیق اون یکی باشی، نا خود آگاه زیبا هم می شی .....زیبایی ذره ذره ی

وجودت رو فرا می گیره ، بدون این که خودت متوجه باشی........

یادتونه ، یه دفعه از کتاب ( ارمیا) یه چیزایی نوشته بودم؟

گفته بودم : ارمیا بعد از این که میون مردم برگشت یه عالمه کعبه شده بود؟

اون جا یه عبارتی هست که می گه: ارمیا یه جوری شده بود که ساعتها می تونستی

تو صورتش نگاه کنی و خسته نشی.......


اون نقشی که رنگ این خاک رو داشت رفته بود و نقشی که جاودانه بود اومده بود.....


امروز ناخود آگاه یاد این عبارت افتادم: رب جمل بالقرآن وجهی......


توی قرآن آیه های با این مضمون که شیطان اعمال زشت رو در نظر انسانها زیبا

جلوه می ده زیاد داریم......


به دور واطرافتون نگاه کنید.......همه ی آدمها طالب زیبایی اند ولی کدوم زیبایی؟؟؟؟


یه بار صحنه ی عجیبی رو دیدم ، یه معتاد در نهایت ژولیدگی یه شونه از ساک پاره ای

که همراهش بود در آورد و موهاش رو جلوی شیشه ی بانک شونه کرد.....خوب ! این نشان

دهنده ی چیه؟ ........
13.gif

می گن يه آشپزی بوده توی غذاش به جای آبليمو يه آت و آشغال ديگه ی ترش مزه

می ريخته ، وقتی آشپز عوض می شه و اين بار خود آبليمو رو به خورد مردم می ده ، ملت

صداشون در می آد ، اعتراض می کنن11.gif........


وقتی آدم تغییر ذائقه داد و خلاف راه فطرتش عبد شیطون شد، همه ی رنگها ، خاکی

می شن و کدر......بد بختی این جاست که خودش نمی فهمه که توی چه ظلماتی گیر

افتاده...



اللهم انی اسئلک من جمالک باجمله و کل جمالک جمیل


07.gif

/ 9 نظر / 3 بازدید
هادي

درود. هرگز از ياد من آن سرو خرامان نرود....هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود....آنچنان نقش توام در دل و جان جاي گرفت....كه اگر سر برود از دل و از جان نرود...در پناه حق

maryamsharif

بابا عوض اين حرفا پاشو بيا دانشگاه!همه سراغت ميگيرن

manirazavi

اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود هر كه فكرت نكند نقش بود بر ديوار!!

friend

تيغ برار از نيام زهر بر افکن به جام کز قبل ما قبول وز طرف ما رضاست

احسان

سلام...................حافظا خلد برین خانه موروث منست.................اندر این منزل ویرانه نشیمن چه کنم ؟................یاحق

manirazavi

کودک نجوا کرد:خدايا با من صحبت کن و يگ چکاوک اواز خواند ولی کودک نشنيد.پش کودک فرياد زد: خدايا با من صحبت کن و اذزخش در اسمان غريد ولی کودک متوجه نشد.کودک فرياد زد که يک معجزه به من نشان بده و يک زندگی متولد شد و کودک نفهميد.کودک ئر نااميدی گريه کرد و گفت : خدايا مرا لمس کن و بچذار تو را بشناسم پس خدا نزد کودک امد و او را لمس کرد ولی گودگ بالهای پروانه را شکست و در حالی که خدا درک نکرده بود از انجا دور شد

mahdi

سلام.وبلاگ زيبايی داری .موفق باشی

مرضيه

سلام! بابا ملت! چرا می خونيد نظر نمی ديد .....من اين جوری نقص کارم رو نمی فهمم.....!!!!!!!!!!!

iman

سلام ..........خسته نباشید زیباست