اينو با خط استاد شيرازی بخون04.gif:

 

شهر خاليست ز عشاق بود کز طرفی

مردی از خويش برون آيد و کاری بکند.......

 

نذار يادم بره که عاشقتم تو اين خراب آباد پر از خود پرستی......

نادر ابراهيمی می گه:عشق ذلت مطبوعی دارد٬ مدتهاست ذليلت نشدم و ذليل غير تو شدم....

دلم هوای افتادن به دست و پات رو کرده ..

اينجا مزه ی همه چی بدون تو از زهر مار هم زهر تره.......

اين حرفها تکراری اند و شايد به قول بعضی ها حوصله سربر! ولی خودت خوب می دونی که جسمم پر از درد روحمه!

ديروز تو کتاب قلب سليم خوندم که همون طور که مرض جسمی نمود داره و آزار دهنده است ٬هر کس به هر مرض دلی هم دچار باشه در عذابه....

خدايا! آتش را بر ابراهيم درونم سرد کن....

خدايا !از تنهايی به ستوه اومدم....

اون روز که اصفهانی داشت می خوند:علی تنهاترين مرد خدا بود....گوشهام سوت کشيد.....

خدايا! آتش را بر من سرد کن.....

خداي!ا ای کسی که رحم می کنی بر کسی که هيچ کس بر او رحم نمی کند....

آقای پناهيان می گفت: آدمهای کاردرست حمايت علی رو حس می کنند......

بحمايتک يا علی.....

/ 7 نظر / 40 بازدید
rosaeidi

سلام.. شبم تيره گون شد.... دل از غصه خون شد.... اسير جنون شد.... به خاطر تو.... شاد باشی عزيزم...!

پرهام

تكرار، تكرار، تكرار...بايد در هواي او غرق بشيم...اونقدر كه زندگي بدون او غير ممكن باشه...مثل هوايي كه مي كشيم به درون ريه ها...تكرار خوبه...انگيزه ها بايد جلوي چشم باشه...اونقدر جلوي چشم كه چيز ديگه اي رو نشه ديد...يه جور سر مستي شايد...يه جور باور محكم...

سيد محسن

به نام حضرت دوست ............. الهی ارحم ان عبدک الضعيف .................. در پناه حضرت دوست

محبوبه

کاشکی همين تکرارها برای من هم تکرار بشه.. حتی در حد تکرار...

رضوان

سلام و عرض ادب . ازاينکه نمی خوايد به وبلاگم سری بزنيد ازتون ممنونم . دعا می کنم سوسک تو خونتون بياد و بعدش شما با تار و مار بکشيدش . در پناه مهربون باشيد .

reza

در بزم دور يک دو قدح درکش و برو - يعنی طمع مدار وصال دوام را