دفعه ی اولی که رفتيم پرورشگاه يه نکته ای به وضوح ديده می شد٬بچه ها نياز داشتند که بهشون توجه خاص بشه.اگه سراغ يکيشون می رفتی بقيه خودشونو با هزار کلک می خواستند بهت نزديک کنند٬يکی با خنده٬يکی با گريه٬يکی با تو سر زدن٬يکی با بلند حرف زدن٬يکی با پريدن رو کولت.يکی با جادادن خودش تو بغلت........

خلاصه!خيلی وضعيت ناراحت کننده ای بود٬خصوصآ اين که هر کدوم برای کسب اين توجه خاص با اون يکی احتمالآ کارش به کتک کاری و دعوا و.می کشيد و ....

......

تو نمازخونه ی گروه بودم٬ دست يکی از بچه ها يه کتاب ديدم که به نظر می اومدحرفهای امام خمينی راجع به زن و موقعيتهای مختلفش باشه!سريع از صاحبش خواستم که اونو بهم امانت بده چون يه خروار سوال داشتم!کتاب رو که گرفتم ديدم نخيرم!اين اون چيزی نيست که من دنبال جوابهام توش بگردم ولی يه جمله تو اين کتاب به چشمم خورد که يه دنيا می ارزيد٬امام خمينی يه اشاره کرده بودن به آغوش رحيمانه ی مادر...لفظ ـرحيمانه-بدجور به من مزه داد٬تازه می فهميدم اون قدر جنگ و دعوا برای مورد توجه خاص واقع شدن يه نياز فطری بود و گريز ناپذير که چون من و امثال من خيلی راحت ازش برخورادر بوديم هيچ وقت متوجه بزرگ بودن اين نعمتی که توش غرقيم نشده بوديم.......

........

ديدم از پس رحيم بودن برنمی آم!نمی شه همزمان برای خيلی ها محبت خاص داشت و اگر اين طور باشه خاص بودن ديگه معنی نداره!

ديگه در برابر التماسهای پر اشک برای يه ذره بيشتر تو بغل موندن عکس العمل ندارم......

امروز آرين رو که بوسيدم  شونصد نفر ريختن دورم.....آرين روش رو برگردوند و رفت........دلم گرفت.......می خواست فقط به اون توجه کنم و من نمی تونستم...............

...........

 

يه چيز خيلی قشنگ رو چند دقيقه پيش تو ديوان شمس که يکی از عزيز ترين کسانم روز تولدم خريده برام!ديدم:

مردان خدا گر چه هزارند يکی اند.......

ربطی به حرفهای بالای من نداشت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!26.gif

 

 

/ 21 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرضيه

منم می خوام ببينمش!تو سرالصلوة‌ نوشته بود ادب حضور يه امر فطريه!يکی زدم تو سرم که ای وای بر تو مرضيه!از فطرتت برگشتی دختر!!!!!محبوبه!منم می خوام برگردم..................................

مرضيه

آره خانوم دکتر!همه تنهاييم!تنهای تنها!ولي برای فرار می ريم به سياهی ها پناه می بريم به جای نور!اون روز از ته دل فرياد می زدم که خدايا تنهام.........شنيم که می گفتن: الهی و ربی من لی غيرک..مگه قراره غير اين باشه مرضيه..............می خوام تو نور کور شم نه تو سياهی چشمام ببينن ولی کدورت ها رو........

خودم

می خوای به صراط المستقيم برگردی؟ چرا صداش نمی کنی

خودم

دلم فقط کربلا می خواد ... حسييييييييييييييين

خودم

اين همه هم مکه مکه نکن واسه من ... کعبه رو نمی پرسدم، خونه عليو عشقه

خودم

سطوح وسیع و محیطهای محاسباتی توزیع شده ناهمگون ایفا می کنند. به امنظور حمایت از این کونه خدمات، ابزارهایی برای تولید و توزیع و انتشار داده های کارکردی به صورت یکپاچه و در عین حال توزیع شده نیاز است. داده ها کارکردی از راه های مختلف تولید می شوند ولی توسعه گران می توانند خدمات میان افزاری سطح بالاتر مبتنی بر کارکرد ارایه کنند. در اینجا نشان داده شده است که چنین خدمات را چگونه می توان ارایه کرد. داده های خام برآورد کارکرد توسط جعبه ابزار PACE تولید می شوند و از طریق خدمات اطلاعاتی مبتنی بر Globus MDS آنها را در شبکه قرار می گیرند. این داده ها می توانند مورد استفاده خدمات کارکردی در سطح محلی ( برنامه ریز Titan مبتنی بر تخمین) و همچنین در سطح مدیریت کارها در سطح وسیع ( سیستم کارگزاران)، قرار گیرند. برخورد چند لایه با این مسئله می تواند موفقیتهای بیشتری در این زمینه ایجاد کند. در حالیکه از طریق انتشار سطح وسیع و استفاده از داده های کارکردی می توان تعدیل بار جهانی را بهبود بخشید، برتری کارکردی وقتی بدست می آید که این اطلاعات در سطوح محلی و جهانی استفاده شوند.

عشاق الزهرا [س]

خيلی خوشحال شدم .. واقعا دستت درد نکنه .. بذار همه هر چی دلشون می خواد بگن .. دسته بچه يتيم رو بگيری خدا هم دستت رو می گيره ( تو همه جا !! ) .. خدا رو شکر يه وبلاگر ديدم که از اين معصوم ها حرف بزنه .. در این دوره زمونه هر کی فکر خودشه .. خوش به حالتون و خوش به سعادتتون .. مويد باشيد . والسلام .

یه عشق آسمونی

یا محبوب.... سلام.. بار دوم هست که میام.. از ارکات آشنا شدم... وبتون جذابه.... لینک دادم ... عیبی که نداشت.... سبز باشید... یا حق

محبوبه

سلام .کجايی؟؟؟؟؟؟؟ رحمانيتت کجا رفته؟؟ کجاست شونه های مرضيه ؟؟؟؟؟؟