عذاب وجدان

در این ۹ ماه بیشتر شبها با عذاب وجدان رفتار بدم با تو خوابیدم.گاهی کمتر گاهی بیشتر...واقعا چرا؟!چرا درست نشده این ماجرا یه جا رو شل می کنم یه سوژه دیگه شروع می شه!واقعا کی قلب من بزرگ می شه؟!..کی باورم می شه که تو فقط یه بچه ای؟کی برام حرفهای دیگران به کل باد هوا می شه و تو برام اولویت.کی می تونم انگهایی رو که بهت می زنند جدی نگیرم!کی می تونم وارد بازیهای لجبازی تو نشم!کی می تونم رها کنم که رها کنی!کی می تونم به خاطر ترس از آسیب دیدن !خودم دستی دستی و جلو جلو آسیب نزنم!فقط می دونم گر چه خراب می کنم ولی همه اش از عشقه!متاسفم !کاش بلد بودم مادر بهتری باشم و به خودم مسلط تر بودم!کاش به بهانه ی مراقبت خودم ضربه ی اصلی رو نمی زدم!کی تموم می شه این لوپ

/ 0 نظر / 81 بازدید