شب اول ماه رمضان است وسراج می خواند:


به راه عاشقی قدم مردانه زد
اگر مرد رهی جانا دم از جانانه زد.........

.............

و با کش و تاب ادامه می دهد:


در هر منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

نکته عشق نمودم به تو هان سهو مکن
ورنه چون بنگری از دایره بیرون باشی......


و من امشب گریستم که از دایره بیرون افتادم...25.gif


و من امروز بارها با خود تکرار کردم:مرا از آنها قرار مده که بعد از هدایت گمراه می شوند ....


و بارها به دیوار اتاق حمید زل زدم و آیـة الکرسی روی آن!:


الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیاهم

الطاغوت...یخرجونهم من الظلمات الی النور...و این بار قسمت دوم دلم را

سوزاند.....والذین کفروا........یخرجونهم من النور الی الظلمات........بعد از هدایت

گمراهی......بعد از نور تاریکی....از دایره بیرون باشی اگر سهو کنی مرضیه..........

 


یاد شعر امروز محبوبه می افتی که برایت نوشته بود:


زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
گرچه ماه رمضان است بیاور جامی.......


زان می عشق کز او پخته شود هر خامی....

{:

عشق هر خامی را پخته می کند...


نکته ی عشق را حافظ مجنون بودن می داند و هر که را مجنون نیست بیرون از دایره می پندارد.......

رمضان هم آمد...مثل هر سال صمیمی و کریم و وسیع........


و یاد سال قبل می افتی و شعری که در فطر نوشته بودی:


ثواب روزه و حج قبول آن کس برد
که خاک میکده عشق را زیارت کرد..........


..........


جنون و در دایره بودن را هوس کرده ای....اما .........


29.gif29.gif29.gif24.gif04.gif17.gif04.gif17.gif

/ 3 نظر / 45 بازدید
پرهام

سلام...يادم کنيد تو اين ماه...

خودم

سلام .. امروز هم استاد کلاس مشترک همين بيت رو خوند ... دنيا آزمايشی بيش نببيتی ...

خودم

به حميد بگو چرا به ياسر زنگ نمی زنه ...