نمي دونم دوباره گذرت اين ورا مي افته يا نه!امروز داشتم خاطره ي مريض شدنت رو تو ذهنم تكرار مي كردم كه ناخودآگاه اشك تو چشمام جمع شد.حسرت خوردم به  اين همه ايماني كه توي دلته و اون همه آرامشي كه قبل عمل داشتي!عملي كه به تشخيص دكترها در آوردن تومورهاي سرطاني بود و تو با خنده داشتي مي رفتي تو اتاق عمل!تويي كه همه مي دونستن كه شاگرد اول دانشگاهتوني..تويي كه همه مي دونستن چه قدر پرتلاش و با انگيزه اي! تويي كه تو خوش تيپي بين ما يك بودي!حالا اين قدر راحت قرار بود با يه چيزي به نام مرگ دست و پنجه نرم كني! نمي دونم چرا اشكهام جاري شدند. فقط مي دونم به خاطر اين بود كه تو دلم حس كردم كه ايمانم بيشتر تو زبونمه تا توي دلم!!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

گم گشته ي ديار محبت!!!هاجر خانوم!03.gif

خيلي وقتا تو كف تو موندم!اين كه همه چيز توي اين دنيا داري ولي خيلي راحت از خير همه شون مي توني بگذري!اينو تو اين جريان آخري فهميدم كه داشتي خودتو قمار مي كردي!!!و باز مبهوت موندم كه چه طور يكي با اين همه داشتنهاي مختلف ازاين دنيا آلوده اش نشده تا اون جايي كه خم خم مي شه!مي شه ته تواضع!

........الان خيلي تو حسم بيشتر از اين نمي تونم بنويسم.... هميشه فكر مي كردم كه چه قدر خدا همه جوره امتحانت مي كنه!امتحانهايي كه من حتي تصور يكيشون رو هم نمي تونم بكنم و تو هر بار سرت رو مي انداري پايين و مي گي هر چي خيره همون پيش بياد.....

 

هاجر جونم!از ته دل نوكرتم!!!مي دوني كه خالي نمي بندم!07.gif

 

 

/ 9 نظر / 38 بازدید
ممد در به در

سلام عزیز خوبی؟ نمی دونم اجازه دارم نظر بدم یا نه. . . . مثل اینکه با کس دیگه ای صحبت می کردی. . . . شاید هم نامه سر گشاده مینویسی. . . به هر حال جسارت نمی کنم راجع بهش نظر بدم. . . .اومدم بگم که : دلمون تنگه برات سال بالایی . . . . نیستی. . . . کاش یه درسی رو افتاده بودی!

Az Tajikistan

سلام..............چه خوب و قشنگ.....................

گمگشته

هيچ چيز را بهتر از گريه در جواب محبت فرشتگان انسان نما به بنده ای ناخلف چون من که حس می کند بخشی از قلبش را ودیعه به فرشته ای داده نیافتم .(خوشا به حال صاحب جاوید این فرشته!)اينقدر الان در اين ابراز محبت ام به کسی که اولین نفری بود که دردهای مرا در این اشتباه اخیرم التیام داد غرقه ام که بد تر ازهميشه زبان الکنم قفل بر خود بسته است.ارزوی ته قلبم جبران هزاران محبت و گلدسته های خنده ای بود که بعد مدتها بر لبان خشکيده من شکفتاندی(فکر کنم شکوفا کردی درست تره!) اينها همه به جز ارادت های جاودان قبلی و اتی من در راستای خوشبختی شما است از دوست هايت هم معذرت می خواهم که مجبور شدن در راستای شاد کردن موجودی چون من از خطوط متون زيبای شما محروم شوند

مرضيه

ای ول هاجر خانوم!باز اشک حاجيت رو در آوردی!به جون خودم راست می گم که نوکرتم!

علی ولی الله

ممد جون!تو در به دری!ديروز يه سرک زديم اون ورا!مشتی هم مرام گذاشت مهمونمون کرد به صرف هله هوله!جون شوما منم دلم تنگه!واسه خودمم که همين نزديکيهام دلتنگ چه برسه واسه شوما که دور دورا در به دری!چمنتم به مولا!

مشتیو آبجی اوچیکه و بیلی

اااااااااااای ول هاجر خانوم ... ما هم دربست نوکرتیم ...

علي تون

آق بيلی خودتو به ما بنما!!معرف حضورمون نيستی؟؟؟مرديم از جهالت!ای ول! ما نيستيم عضو جديد می آرين تو بساط!بی اجزه ی بزرگترتون!!!اينه رسمش!مشتی خان ما که تفويض اختيار کرده بوديم تو غيبتمون به شوما!بيلی ميلي کيه ديگه؟

گمگشته

بابا شما ها آخرشين! ما که نتونستيم ياد بگيريم مثل شما ها حرف بزنيم.عزتتون مستدام.

مشتی

بابا نیستی .... تازه جوی کله خر هم اوووومده به بازار !!!!