يا رئوف

خيره آن ديده که آبش نبرد گريه ی عشق


تیره آن دل که در او شمع محبت نبود



/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hojr

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا ... تو قدم به چشم من نه ، بنشين کنار جويی ....

سيد محسن

سلام، اولين باريه كه ميام به دريچه آسماني شما، خداوند نگهدار انديشه‌هاي آسموني و پاك شما باشد، به دريچه ما هم سري بزنيد - يا حق

مونا

بار الها ای که از زمین خشک چشمه ها را بیرون می آوری چشمه ی چشمهایمان را جوشان و جاری گردان!

مونا

سعدی می گوید:((یارب دلی که در وی پروای خود نگنجد دست محبت آنجا خرگاه عشق چون زد))

نابخشوده

سينه پرشورم و آواز را گم کرده ام .. بال و پر دارم ولي پرواز را گم کرده ام ... رونق انجام من در خانه آغاز ماند .. چل کليد خانه آغاز را گم کرده ام ... چارغ از سر پاي تندر بي اگر دروازه باز .. آه اما رفتن تکتاز را گم کرده ام ... چشم در راهم نگاهم بي کران را آرزوست .. حاصل اما چشم و چشم انداز را گم کرده ام ... در نمازم راز دارم با خداي چاره ساز .. راز را گم کرده ام هم راز را گم کرده ام

آشنا

سلام...اللهم ارزقنا حبك...موفق باشين،در پناه حق

اسماعيل

حرفها ي عالي . ما هنوز هستيم . بيشتر بنويس!

سيد محسن

سلام، ممنون از قدومتون انشاء الله هميشه سبز باشند،‌شما لطف دارين كه نظرتون اون بود - دعا بفرمائيد قدرش را بدانم - يا حق

احسان

سلام ..........راجع به کمک به مناطق محروم ...........چه نوع کمکی هست؟.............ميتونيد با ايميل بيشتر توضيح بدين ..........بهر حال ممنون.

مهدی

سلام.تیکه ی قشنگی بود مخصوصا برای اونایی که بویی از محبت عشق نبردن. به ما سر بزنی خوشحال می شم .خدانگهدارت.