عجله جز ماهيت خاکی و طبيعی و يا همون طينيه انسانه.....

با خودم فکر می کنم که چه جوری بعضی موقعها عجله به دست و پام می پيچه و همه ی زندگی و عبوديت و محبت و همه ی اينا رو با هم قورت می ده.....

حکمآ يادته محبوب !آتيش خواستنم رو تو ذوب آهن اصفهان..باورت می شه دوباره برگشتم به همون روزها....................

گرسنگی داره به مغزم فشار می آره ...کامپيوترمم غصبيه و من باز هم تو نوشتن عجله کردم ........

يعنی می شه عجله بره کنار از خصلتهای من؟!

...........

هر جور حساب می کنم می شه که بشه به شرط اينکه بهم آتيش بدن......

بدون آتيش نمی تونم اين جا از تو دم بزنم..

داشتم فکر می کردم از حرفهام سطح فکرم معلومه و چه قدر پائينه کسی که نسوخته باشه و حرفهاش بوی خاک بدن.......

اميد دارم به مداوا از غيب.......

يا علی

 

/ 4 نظر / 43 بازدید
محبوبه

ياد باد آن روزگاران ياد باد.....

محبوبه

قالوا حرقوه وانصروا آلهتكم ان كنتم فاعلين قلنا يا نار كوني بردا و سلاما علي ابراهيم ...... آتش .. آتش..آتش...

خودم

عجله کار شيطونه ... آدمی که خدا رو قدير نمی دونه همش در عجله است ... اونم برای کار گناه و شبهه ناک ... سعی و سرعت چيز ديگريست، عجله چيز ديگری ... بايد پاک شد تا سوخت ... ناخالصيها نمی سوزند ... مثل قربانی هابيل که پذيرفته شد ...