کم گوی و گزیده گوی چون در

 از اسمی که برای متن گذاشتم معلومه که در راستای چی می خوام حرف  بزنم.از اینکه جاهایی نظر می دم و حرف می زنم که جاش نیست شاکی ام.واقعیت اینه من استدلال کردن و حتی بحث کردن رو دوست دارم به همین خاطر توی خیلی ار بحثها قاطی می شم ولی خوب این در صورتی نتیجه داره و خوبه که طرف  مقابل هم در همین فضا باشه.در صورتی که خیلی ها فقط دوست دارند شنیده بشن و تایید بشن و بحث کردن و مثال نقض یا متفاوت آوردن ناراحتشون می کنه و رفته رفته ازت فاصله می گیرند.من خیلی وقته که با آدمهایی که سابقه ی غیر منطقی بودن رو ازشون دیدم وارد هیچ بحثی نمی شم ولی باید بگم متاسفانه این اتفاق در مورد  خیلی ها داره تکرار می شه و احساسی که تهش برای آدم می مونه تنهاییه.و اینکه آدم با خودش می گه پس من بالاخره با کی حرف بزنم .می دونم آدم باید روحش بزرگ باشه.شاید روحهای بزرگ این قدر انعطاف پذیری دارند که توی روابط به بن بست نمی خورند.من روحم رفته رفته داره ظرفیتش کم و کم تر می شه.دلم می خواد این روالنزولی صعودی بشه.خدایا خودت این قدر کفایتم کن که از پس کنترل و انعطاف پذیری خوب بر بیام.

/ 6 نظر / 18 بازدید
جواد

در واقع شنیدن حرف دیگران ومطابقت ندادن با نظر خودمان هنر است. همه ما دوست داریم از خودمان بگوئیم توجه کردید واقعه ای را تعریف میکنید، شنونده میخواهد به نوعی در همین زمینه مطلبی از خودش بگوید؟ انتقاد خوب است، اما اول باید اندازه نقد پذیری طرف مقابل را بدانیم.

جواد

خانم محترم به چندین سال نویسندگی اشاره کردید و من بعد از نظر گذاشتن متوجه شدم خانم هستید. لطفا حرفهای مرا از جانب برادر ی بپذیرید.

manirazavi

سلام خسته نباشی ولی من اصلا مذاکره کننده خوبی نیستم[نیشخند][چشمک]

manirazavi

من یه سوال برام پیش اومده!! جدا الان هم امتحان داری؟!! من بعضی شبا خواب امتحان می بینم همش هم می دونم دیگه امتحان ندارم ولی راه نداره باید امتحان رو بدم!!. جدا من اصلا حال امتحان نظام مهندسی رو هم ندارم فکر کنم بیشتر می ترسم از اینکه برم و ضایع بشم (توهم به این می گن) [زبان][زبان] ولی شما خیلی شجایید

manirazavi

راستی چرا وبلاگت آهنگ تار رو دیگه نداره!!! من عاشق صدای تارم

مرضيه

سلام،از ديدنت اينجا خوشحال شدم هم كلاسي قديمي،آهنگ تار پريده