چمه؟

امروز بعد ازم دتها امتحان دارم و جالبه که استرس هم دارم شدید!نمی دونم باید از کجا این روحیه ی من درست شه که این قدر راحت خودمو می بازم و تقریبا ریشه اش به دوران دانشگاه بر می گرده و استرسهاش که در وجودم مونده چون قبل از اون کمتر چنین تجربه هایی رو داشتم.که یه دفعه با استرس کارآیی خودم رو به صفر برسونم و آدمهای معمولی تر از خودم به راحتی با این موضوع کنار بیان و من ولی بمیرم و زنده بشم که یه امتحان تموم شه...اون چیزی که احتمال بسیار زیاد تخریب شده اعتماد به نفس منه و اگر کسی در راستای حمایت من قدم برداره سریع بر می گردم سر جای خودم ولی کافیه که اون حس رو به من برنگردونه تا من دوباره این جوری بشم .

از صبح با خودم گفتم حتی اگر این  امتحان به قیمت از دست دادن کارم تموم شه باز هزار تا راه دارم برای زندگی کردن تا یه ذره آرومتر شدم...نمی دونم باید از کجا این دوست بودن و قبول داشتن خودم رو ترمیم کنم.تمام موفقیتهای قبلیم هم انگار در این لحظات به چشمم نمی آن ....

این مشکلی بود که من روش در این چند سال سرپوش گذاشت هبودم و سمت خوندن فوق هم به همین خاطر نرفتم و حالا دوباره امروز وجودش رو درون خودم دارم می بینم و حضورش رو.........

باید یه فکر اساسی کرد........

/ 4 نظر / 3 بازدید
دریا

تو میتونی...!!!! روحیت بهتر شد؟؟؟[نیشخند]

دریا

تو میتونی...!!! حالا حالت بهتر شد؟؟؟[نیشخند]

اما

سلام می دونی چی رو دوست دارم مرضی، کوچیک تر که بودم فکر می کردم دیگه بزرگ نمیشم، دیگه نمی تونم بزرگ شدن رو تجربه کنم، اما خدا رو شکر که این طور نشده، خدا رو شکر که هنوز می تونیم بزرگ شیم، و از بزرگ شدن خودمون لذت ببریم