عرض شود که اون روزی يکی داشت ما رو اساس نصيحت می کرد که بيچاره چرا اين قدر ساده ای.....يه ذره سياست داشته باش! چرا اين قدر اين و اونو تحويل می گيری ارزش خودتو می آری پايين!!!!!!!قدرت رو نمی دونن! يه عالمه از اين حرفها! هی گفتم بابا آخه مگه می شه آدم محبت خودش رو دريغ بکنه!گفت: نمی دونی ديگه!اگه خودتو نگيری فردا پس فردا به ضرر خودت می شه! ببين کی بهت گفتما! از اون وقتی که اين حرفها رو شنيدم اعصاب مصاب رفت زير سوال!امروز اين متن رو که ديدم کلی خوشحال شدم!بابا !خدا با همه ی خداييش و عزتش !رحمانه!بی دريغ به همه از بد و خوب رحمت می بخشه!اون وقت به من می گن بخيل باش که قدرتو بدونن!اين حرفها به جون خودم با السابقون بودن تناقض داره!بعدشم کريم بودن به عنوان يه صفت خوب می ره زير سوال!بعدشم !مگه نه اين که همه ی عزت دست خداست.......يا اين که می گن می خوای نزديک شی خوبه خوب شو..........اصلآ من به اين واژه ی سياست از هر نوعيش آلرژی پيدا کردم!از حافظ به من نصيحت که از اهل ريا دور شوم!خودم کم آلوده ام اينا هم آتيشش رو زياد می کنن!

 

خدايا پاكم كن تا تو را با انجام كارهايي كه به من سپرده ايي ستايش كنم

مبادا كه در خدمت گذاري تو ناشكيبا و دلخسته شوم. اين راه آرامشي است ، كه بالاتر از درك آدمي است. خدايا بيا و در قلب و ذهن من ساكن شو ، تا وسعت يابند و تمامي آفرينش را در بر گيرند ، تا از هم جدا نباشيم . چرا كه ما هم جزئي از آن كل هستيم

چرنج و پريشاني است

معبود من ، ضعيف و درهم شكسته ام گرانبار و تنها . تو درياي رحمت و مهري ، گناهان من عظيم است اما رحمت و بخشايش تو بس عظيم تر از گناهان من . به رحمت تو پناه مي آورم . مرا پاك گردان تا هنگام قضاوت ديگران رحيم باشم. رحمت تو همه چيز را زيبا مي كند ، هنگامي كه مي لغزيم

 نان پاكم كن تا هستي ام را سراسر وقف تو و خلقت كنم كه اسير

e2_2.jpg

 

خدايا ! با آزموني رويارو هستم بگذار با ايمان به آنكه پرسشگر تويي

همانگونه كه پاسخگو تويي با آن روبرو شوم.من بسيار نادانم ، اما دانش تو بيكران است.

خدايا ! چه چيز هست كه تو نداني؟من در اين ميان تماشاگري بيش نيستم ، بگذار از اين بازي لذت ببرم.

خدايا !

همه چيز طبق خواست تو تحقيق مي يابد ،پس چرا من نگران و پريشان باشم ؟

خدايا !مرا قلبي متواضع عطا كن كه در سرما و گرما ، تحسين و نكوهش ،

در لذت و درد ، در بيماري و تندرستي ،و در خوشبختي و فلاكت ، شاد باقي بماند.

در قلب كوچك من آتش عظيم عشقت را بيفروز. بگذار

شوقم به سيماي زيبايت هر روز فزوني گيرد.

و مرا ياري كن تا همه چيز را به آغوش پرمهر تو بسپارم.

خدايا !خانه قلب من كوچك است آن را چنان فراخ كن كه پذيراي تو باشد.

خانه قلبم ويرانه است‌ ، آن را مرمت كن تا در خور تو شود.

خانه قلبم آلوده است آن را پاك و مطهر گردان.

عميق ترين آرزوي من زماني برآورده مي شود

كه تو هميشه و هميشه در سراي قلبم ساكن شوي

و من هر روزم را در حضور پر نور تو سپري كنم.

e2_1.jpg

/ 11 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خودم

دمت گرم ... مطلبو از کجا آوردی ... همه ازين حرفا می زنن

محسن

سلام...و ما ارسلناک الا رحمة للعالمين... يا علي مدد.

سارا

دل بی جمال جانان ميل جهان ندارد ... دلمون گرفته مرضی ... به اون اوس کريمت يه ندايی بده هوای ما رو داشته باشه. روزگار بدی شده.

Aria

موزيکبرایوبلاگشما:فارسی:http://persian.danceage.comEnglish:http://www.danceage.comمرسی

Aria

http://www.danceage.comموزيك

hojr

قسمتی از واقعيت بوده ! نفهميده خودش هنوز ... آدم اگه قدر خودشو ندونه ... از مهندس رسولی من يه چيز ياد گرفتم ... ميگفت تو زندگی اگه به خودتون ۱۲ بديد مردم به زور بهتون ۱۰ ميدن ... مخلصيم

مرضيه

سلام! آق صداقت پیشه ما منظور خودمونو به شوما نرسونديم؟؟؟؟؟؟؟؟مساله ی نمره دادن نيست!مساله ی اينه که بی چشمداشت محبت بخشيدن رو طرف داشت می برد زير سوال!!!!مساله ی اين نيست که چون خودمو کم قبول دارم برا بقيه مايه می ذارم تا اين کمبود رو در خودم جبران کنم و.......می دونم که می دونی منظورم چيه!!

گمگشته

ببين مرضيه جان اين بخشی از شرححال من بود متنت را پرينت گرفتم زدم ديوار اتاقم که من تماما اين ها را از عمق وجود درک کردم

manirazavi

سلام بابا لغت تازه می بينم!! شايد هم خوشبين بودن زياد جالب نباشه چون هميشه می گن که احمقی يک فيلم ديديم به اسم وراکروز می گفت تا مجبور نشدی ريسک نکن تا مجبور نشدی محبت نکن اين حرف رو کسی بهش گفته بود که اونو بزرگ کرده بود البته به اين دليل که سر بازی قمار باباشو کشته بود گفت وقتی فهميد حرفش درست بوده که من اونو با تير زدم البته هميشه درست نيست

marziye.A

بذار هر کس هر چی دلش خواست بگه. آدم از رو راست بودن هیچ وقت ضرر نمی کنه. اگه کسی ظرفيت محبت خالصو نداشته باشه مشکل خودشه.