ديشب يه عالمه می خواستم وبلاگ بنويسم ولی امکانات نبود.امشب اومدم قضای ديشب رو به عمل بيارم ديگه حسش نبود.....خلاصه اش اين که تا اون جايی که يادمه مخلص کلومی که شب اسبق می خواستم اين جا مرقوم کنم راجع به گشتن و از بيگانه طلب کردن و تو نزديکی پيدا کردن بود. حالا اين حرفهای کوتاه باشه اين جا تا بعد!!!کم کم داشت يادم می رفت وبلاگ دارم!!!!!!

/ 12 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مشتی

اول ما اومدیما.... ولی تا اومدیم ... بر و بچ ریختن بالا کلمون ... نذاشتن بنویسیم .... بااااااااااااااااااااااااااای ... زتت زیاتی زیات ...

خودم

ولی من هیچ وقت این وبلاگ رو فراموش نمی کنم

شمارشگر

سلام!! این یه سیستم آمار گیری از بازدید گنندگان برای وبلاگ می باشد که در مراحل اولیه طراحی و تست می باشد امیدواریم با ثبت نام و استفاده از آن ما را در هر چه بهتر و بیشتر نمودن امکانات آن یاری فرمایید. با تشکر!.

کیمیا

سلام...هر چی من می خواستم بگم این هدی گفته ..من دیگه چی بگم...در ضمن فرا رسیدن محرم و ایام عزاداری سرور شهیدان را خدمت شما تسلیت عرض می نمایم...التماس دعا..یاحق

manirazavi

سلام ولی من ديشب به اين فکر می کردم مه بچه ها امتحان کنکور دارن

محسن

سلام، اين روزا دعا يادتون نره يه وقت!! يا علي مدد.

محبوبه

مرضيه چی بگم؟ چی بگم برای تو؟ از اومدن و رفتنهای ماه رمضون محرم از غفلت؟؟؟

hojr

به زير آن درختی رو که او گلهای تر دارد ...

گمگشته

هيچ چيز ندارم برای گفتن