شیرین من

شیرین من که با صدای من می خندی..و در اغوش من پناه می گیری..شیرین من!که مبهوتم از کوچکی تو و این همه چیزی که به من می دهی و باور کرده ام که برایت خیلی مهم بوده و هستم.شیرین من!که من تا روزی که به دنیا آمدی برایت همه کار کردم ولی تو رو جدا از خودم دانستم بر خلاف پسرکم که انگار جزئی از من بود!و حالا تو که این گونه با من سر آشنایی داری ته دلم را می لرزانی از اینکه چرا باورت نکرده بودم ان گونه که باید...شیرین من که که در تو پناه می گیرم این روزها

/ 0 نظر / 14 بازدید