آدم وقتي گناهكاره مي خواد يه جوري بذاره از دست خودش و اشتباهاتش فرار كنه. اصلآ خيلي از كارها رو مي كنه كه سر شكستگيش رو فراموش كنه. مثله اون شراب خواره قصه ي شازده كوچولو كه مي گه : مي  مي زنم تا فراموش كنم سر شكستگيم رو.....ولي يه نكته اين جا هست كه من خيلي باهاش حال مي كنم. خدا مي گه:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

والله يحب التوابين....

 

 

همين دل خوشي بسه....يعني آدم با اين كه خيلي بد كرده. ولي ته دلش مي گه: اگه الان بر گردم يكي هست كه محكم منو تو آغوش خودش مي گيره...يكي هست كه تحويلم مي گيره اساسي.....يكي هست كه به خاطر رجعتم به طرف خودش كلي ذوق مي كنه.....بابا خوب كلي دوستش داشتيم كه لذت گناه رو با اين كه چشيده بوديم بازم خودش رو به همه چيز ترجيح داديم ديگه!!!!!!!!!!خدا خودش بايد راه تو به  رو جلومون باز كنه..... امام علي توي  مناجات شعبانيه يه چيزي مي گه با اين مضمون: من توانايي رهايي از گناهانم رو نداشتم مگر زماني كه تو من رو براي محبتت بيدار كردي........

 

اي خدا! حلوا به كسي ده كه محبت نچشيده است........

 

 

 

 

/ 22 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
kowsar

سلام

مرضيه

دکتر الهی قمشه ای می گفت: آدمها حرفهايی که می زنند اونهايی که عامه....می گفت :اگه حرفهای خاص آدمها رو می خوای بدونی بايد سراغ سکوتهاشون بری....حرفهای گفتنیه آدمهای کار درست دقيقآ‌ همونهاييه که نمی تونن به زبان بيارن...يه چيزی ...اين صفحه ی نظر خواهيها که من توش مدام ابراز وجود می کنم..برای من حالت دفتر يادداشت داره....ببخشيد اگه ...

Hesam

:)) اولا قوامون که معنی زور زورکی رو داره! چون تازه جاهای ديگه بحث کتک کاری هم هست!!:))......بعد نکته هم همينجاست ديگه. ببينيد گذشته از بحثای روشنفکری!!!!! اگه بخوای مسلمون باشی يه جورايی بايد تکلیفت رو با بحث ظلم و عدالت روشن کنی. و تکليف رو روشن کنی که کی داوره اين وسط. که مثلا تعیین کنه فلان کار عدله يا ظلمه. اما خوب روشنفکرانش رجوع به این حقوق بشر و اینجور چیزاست. که متاسفانه اون موقع باید قبول کنیم کلی از این باورهامون و اعتقاداتمون ضد حقوق بشره و ناچارا لابد نا عادلانست. که البته بنده راستش تو اين مساله هنوز تکليف روشنفکر بودن يا مسلمون بودنم معلوم نيست. اون چيزايی هم که نوشتم خدايی ناکرده حمل بر نديده گرفتن خانوما نبود که. فقط يه تذکر بود برای اينکه ببينم بقيه چی ميگن. آخه اينجور بحثا مخصوصا با خانوما بصورت حضوری برای امنیت جانی آدم خطرناکه!!!:))

مرضيه

امروز داشتم فکر می کردم که شرط راضی بودن به قضا شايد همون اعتقاد به عدل باشه....بعدش ياد حاج آقا ((: افتادم.....جالبه !!دوباره اتفاقي همين آيه رو هم ديدم..هر چي من مي خوام اين جور بحثها رو دو در كنم...مثله اين كه نمي شه....لااقل فكر كنم حالا خودم مجبورم بيشتر بفهمم عدل يعني چي.....

مرضيه

مي بينم كه جلساتمون داره در اين قسمت برگزار مي شه......D:

hojr

اگه جلسه ها اينجاست ساعتشم بگيد که بگيم بقيه بيان ... فقط لطفا ساعتی باشه که بچه ها کلاس نداشته باشن :))

یوسفی

مرضيه جان منو هم خبر کن که اگه تونستم بيام

zahra

سلام... چقدر دلنشين مينويسی.. اما همينام از حد ای کيوی من بالا بود!...من این قسمت از یه آیه ای رو خیلی دوست دارم که میگه:::(و تزوٌدوا فانٌ خير الزاد التقوی)انشا الله که هميشه يادمون باشه که داريم کوله بارمونو با چی پر ميکنيم...

آلاله شكسته

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در اين ماه پر خير و برکت... مطلب «« درمان درد من نبود غير درد عشق »» تقديم به شما دوست عزيزی که همچنان در انتظار رويت ديدار ياری و هر جمعه منتظر شنيدن ندای حيدريش می باشيد. اللهم عجل لوليک الفرج... التماس دعا

maryamsharif

سلام حاج خانوم/ما رو که دعا ميکنی؟