ببخشید شما؟

ای کسانی که اسم مرضیه نقشی رو توی اینترنت سرچ می کنید و به نوشته ی چندین سال قبل من توی این وبلاگ می رسید!جون شما نباشه!جون خودم بسی خوشحال می شم که اسمتون رو اینجا ببینم.چرا یواشکی اینجا رفت و آمد می کنید؟آیا من یه لولو خورخوره ام؟آیا از من می ترسید؟آیا از چیز دیگری می ترسید؟همانا من تضمین می کنم که چیزی برای ترسیدن نزد من وجود نداره و اونهایی که خوشحال می شم  ازم بترسند ذره ای چنین ترسی درون دلشون نیست چه برسه به شما!

گاهی دلم می گیره و شاید روزی چند بار بیام اینجا که ببینم دوستی با من بوده یا نه!کاملا کسی که من رو می خونه برام جدی تر از کسی هستش که توی طول روز با من حرف می زنه یا حتی به من تلفن می زنه!چون نوشته های اینجا از حرفهای روزانه ام خیلی درونی ترند و کسی که مهمون وبلاگم می شه قطعا برای من خودی تر محسوب می شه.لذا زین پس خواننده های گرامی با من دوست تر باشید یا حتی دشمن تر:دی!فقط باشید!!!!!!!!

/ 8 نظر / 31 بازدید
محبوبه

من باهات دوست ترم

نسرین

منم که هستم میخوای برم؟

نرگول

ای خواهر کچل خودت گفتی زاغ سیاه من رو چوب نزن!!!!بعدم من همیشه تو رو می خونم... بعدم همینه که هس. الان من چه کار مفید و جالبی دارم که بکنم؟؟؟تو بگو من با کله انجام میدم!والا...

طبیب

کلا جای خوبیه ... وقتی آدم دلش یه عالمه پرمیشه ... یا بعضی اوقات که دوست داره یه عالمه دوست دیگه از احساسش با خبر بشن ...

اما

سلام :D

مصطفی

چشم :)

وفا

اگر خوشت بیاد منم هستم اما خیلی گاهی .. اینقدر اینجا رو خوندم و سر درنیاوردم دیگه دیر به دیر سر می زنم می دونی مرضیه انگار مغزم دیگه حال و حوصله و کشش حرفای قلمبه رو نداره .. ترجیح می ده جمله های ساده ای رو بخونه که معنی خاصی نمی دن .. مثل امروز رفتم بقالی .. مامانم اینا دیشب اینجا بودن .. سرم درد می کنه .. این جمله ها راحت الهضم ان .. فکری نمی خوان .. توی این سال ها مخم تنبل شده و اصلا هم خیال ندارم از این تنبلی مفرط درش بیارم .. اما خواستم بگم منم هستم داداش

قیاسی

بزنم به تخته..آنقدر دوام آوردید چه با ناملایمات بلاگستان تون ناملایمات اینترنت و آی اس پی ناملایمات فی لتر ینگ و و و بزنم به تخته مزاح آخر خواستی دوست بیشتر داشته باشی بیا یه کامیون دوست بدم