بالآخره امتحانات کذایی تموم شد،و من مشتاقانه به سمت برنامه های آتی ام،بیشتر کارهای مرتبط با کچل خان تموم شده،أتاقش تقریبا چیده شده و بوی نویی میده به غیر از پرده اش که باید شکسته بشه و لوسترش. فکر می کردم بیشتر مواظب خودم باشم در این دوران هم به لحاظ معنوی هم جسمی! متاسفانه در هر دو جبهه کم کاری شدید کردم و عذاب وجدان دارم،،وزنم خیلی أضافه شده حالا که همه می تونند با خیال راحت بخورا من باید برم تو رژیم و خوب سختمه چون شکمویی تو وجودمه!خلاصه به من نیومده بود یه دل سیر با خیال راحت بخورم???????? الأنم اگه بخورم با عذاب وجدانه?? از حال کچل هم مدتیه بی خبرم و فقط از خدا می خوام صحیح و سالم به ما هدیه اش بده و بدیهای ما روش اثر منفی نذاره دوست دارم با اومدنش بوی نور بپیچه تو خونه مون بلکه ما هم آدم شدیم. همه ی روز هام مشتاق دیدنتم کچل خان! و بارها تصورت کردم ! گاهی روی صورتت علامت سؤال می ذارم?? در ضمن أون قدر که وسایلت قرمز ند أصلن آبی نیستند!دیگه از یه مامان قرمز دوست جز این باید انتظار داشت?? امیدوارم نتایج امتحاناتم به خیر بگذرد این ترم واقعا عجب ترمی بود وچه استاد هایی و چه درسهایی????

/ 2 نظر / 29 بازدید
manirazavi

انشاالله. به نظر من در زمان حاملگی والدین به بچه مدیونند به همین دلیل غذا نخوردن ممکنه حقی از بچه ضایع کنه [ناراحت]. قرمزته آبی آبلیموجات!! ولی من آبیم

خاله محبوبه

ما هم به شدت منتظر ديدنشيم