مدت مديدی می شود که در اين جا از تو می نويسم ...و تو خوب می دانی که بيشتر به

 

 گله پرداخته ام ازجسم و ماهيت خاکی ام که شايد بلکه اين گله و شکوه ها مسبب پاکی

 

درونم شود و گهگاه حتی برای تنبيه خودم هم که شده هر آنچه  دل افلاکی ام

 

 را می آزرد در اين جا به ثبت رسانده ام که شايد برای روز مبادا چيز به درد بخوری

 

شود  اما.........

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

باز هم می نويسم و هر بار نه به اميد اين که کسی اينها را بخواند !نه!به اميد اين که

 

شايد  روزی روزگاری در ميان اين نوشته های پر از رنگ و ريا راهی بی رنگ  و

 

بی ريا جلوه گری کند.......

 

دلم برايت بهانه می گيرد و با خود می گويم از خدايی چون تو بعيد بود که رمضانی

 07.gif

قرارندهی که به مقتضای رحمت بيکرانت بر سرهای بندگانت بی وقفه دست نوازش

 

خود را بکشی بی آنکه مستحق چنين کرامتی باشند......

 

آه و ناله هايم بی سوز و گداز شده اند و خود بهتر از هر کس می دانم که اين به خاطر

 

اشتغال دل است به ما سوا.........17.gif

 

و گاه آزرده می شوم از ماسوايی که در درونم با هزاران توهم و خيال از کاه کوه

 

مي شوند و امان از عادتها که هويت علوی ام را روز به روز کمرنگ تر 

 

می کنند ....

 

سراج در آواز خود ناله سر داده است و من همنوا با او شدم. از ظلمات مادی اش 

 می نالد که راه نور را بر او سد کرده است و من خوب می فهميدم که او چه 

می گويد......

 

و  تو خوب می دانی که هرگاه از خود به تنگ می آيم سرم را بالا می گيرم و سعی

 

می کنم در چشمانت خيره شوم و عجز و لابه ی خود را با نگاه ملتمسانه ام  بر

 

درگاهت بياويزم

 

و هر بار دستاويزی غير از کرمت ندارم.........

05.gif

بکرمک يا الله............

01.gif 

 

/ 8 نظر / 44 بازدید
خودم و نصيبه

استاد می گفت گرسنگی شکم رو مقدمه کنيد تا گرسنگی معنويتون رو بفهميد ... توهم سيری بد درديه ... ۴شنبه با حميد بيايد حسينيه افطار می دن ... خيلی باصفا می شه ..

سيد محسن

به نام حضرت دوست در حديث قدسی آمده است: "يا ابن آدم! إني احبك فانت ايضاً احببني" ای انسان! من تو را دوست دارم تو نيز مرا دوست بدار. در پناه حضرت دوست

سيد محسن

به نام حضرت دوست ................ من که روسياهم خجالت ميکشن سرم را بالا بگيرم و به او نگاه کنم ........... هر وقت چشماهتون به نگاهش گره خورد مرا هم ياد کنيد .................... در پناه حضرت دوست

سيد محسن

................. کدام حسينيه؟؟ ماهم بيايم خبرم کنيد .................

محبوبه

نمی دونم چرا امروز از صبح اين تو ذهنم می چرخه: و روی ميز هياهوی چند ميوه نوبر به سمت مبهم ادراک مرگ جاری بود........ سمت مبهم ادراک مرگ.......

خودم و نصيبه

مردان هزار دريا، خوردند و تشنه مردند *** تو مست از چه گشتي، چون جرعه اي نخوردی

محبوبه

سلام عليکم و رحمه الله و برکاته ... کيف حالک يا شيخنا ( حفظک الله من جميع البلايا) ؟ انا بخير... تقبل الله اعمالک

سارا

دخترم! تو احیا شدی بالاخره یا نه؟ اگه نشدی که همچنان واست دعا کنیم... :)