یا لطیف

 

دارم آهنگ ای باران علیرضا قربانی رو گوش می دم و می ذارم که تک تک سلولهام ازش لذت ببرند .یکی از مزایای آشنا شدن با هر مقوله ای اینه که این قدر که تو لذت می بری یه آدم نا آشنا با اون حوزه لذت نمی بره و این قدر که تو از یه نمونه ی بد !حالت بد می شه باز هم یه آدم که سرسری رد می شه حس بدی نداره.در مورد هنر این کاملا محسوسه و در مورد دوستی! ودر مورد خونه!:دی!تمام هفته ی قبل ! خیابونها رو بالا پائین کردیم و در حال حاضر یه مرضی بنگاهی در خدمتتونه.وقتی  یه نقشه ی خوب می بینی  دیگه هر مورد مشابهی بهت نشون می دن می گی این چیه دیگه!و شاید دقیقا کار از اینجا خراب می شه که اول خوبها رو دیدی در حالی که اگه اول بدها رو دیده بودی به کمتر از اینها هم راضی می شدی!

 

!و فکر کن آدمی که عشق رو تجربه کرده چه طور به عقل راضی می تونه بشه؟شیطانهمیشه خودم رو بابت اینکه چرا مثل خیلی ها نبودم و یه مسیر واضح رو جلو نرفتم سرزنش می کردم الان چند وقته که چنین حسی نسبت به خودم ندارم.قلبیعنی می بینم خوب تمام جاهایی که مثل این بعضی ها نبودم رو خودم انتخاب کردم و دلیلی برای ادامه ی اون مسیر برای خودم نداشتم.اینکه حس می کنم خودم اینو خواستم خیلی حس مثبتی بهم می ده تا اون موقع که مدام با خودم درگیر بودم.......البته نکته ی ظریفی هم هست که باید مواظبش بود..اون هم وارد شدن و قاطی شدن تنبلی و راحت طلبی با این حسه!

 

 سبزچشمک

 

یعنی دقیقا من از کجا باورم شد که لیاقت !عاشقانه زندگی کردن رو به معنای ذره ذره نفسها رو قورت دادن ندارم؟خواببه معنی اینکه دنیا هر چی که هست تو یه دنیای دیگه برای خودت بساز؟چرا دنیای ذهنی من پر از اجبارهای سخت شد که انگار من توانایی مقابله باهاشون رو نداشتم؟می دونم هنوز فرصت جبران هست  حتی اگه یه روز باشه......و دلم خوشه به اننی معک اسمع و اری....یا لطیفلبخند

 

/ 0 نظر / 16 بازدید