برادرم خسرو!

یک جای فیلم "برادرم خسرو" جناب شهاب حسینی که خسرو است و تا حدودی مشکل روانی دارد بر می گردد و می گوید "آن زمانی که من همه ی پولهایم را کتاب می خریدم و تیاتر می دیدم را چه کسی یادش است...آن روزها آن جور بودم ولی الان دلم می خواهد به هیچ چیز فکر نکنم...یک هم ذات پنداری عجیبی به من دست داد و یک غصه شاید!روزهایی که پر بودند ار همه چیز و حالا روزهایی که خالی هستند از آن همه چیزها..به نظر می رسد انتخاب خودمان باشد ولی ..ولی واقعا خیلیش نیست.یا لااقل خیلیش را در بیرون باید جستجو کرد که در درون این همه تفاوت ایجاد کرده...و عمری که معلوم نیست کجا تمام می شود و با چه حسرتهایی....و ای کاش قبلش باز حال دلمان خوب می شد...

/ 0 نظر / 16 بازدید