پله پله تا کجا؟


 مراحل کشیدن به تابلو اینه:
1-طراحی کلی
2-زدن رنگ آستر
3-شروع کردن به زدن رنگها با قلموی درشت تر
4-اتمام یه دور کلی
5-پرداختن به جزئیات از کلی تره به سمت جزئی تره
6-در این مرحله های نهایی چیزهایی رو می بینی و کشف می کنی که در چند مرحله ی قبلی اصلا انگار چشمت ندیده بوده!و این همیشه برای من جالبه.
7- حالا وقتشه که بلند شی و بری از دور تابلو رو نگاه کنی
8-این جزئیات کنار هم هماهنگی پیدا کردند و این از دور بیشتر مشخصه!حالا می شه اگه جایی عدم هماهنگی می بینی برطرفش کنی
9-بزن قدش!تموم شد:دی!
 
این مدل کار کردن منه.شاید بعضی ها از اول شروع می کنند به کامل کردن جزئیات و ذره ذره ها رو از اول کامل کار کردن.این آدمها معمولا عادت دارند همیشه پرفکت و عالی باشند و به خاطر همین کلی کار کردن رو دوست ندارند شاید هم بشه گفت تا حدی وسواسی!. هستند.البته بستگی به سبک کار کردن هم داره.گاهی بعضی سبکها می طلبند که ظرافت و دقت از لحظه ی اول کامل باشه.در برنامه های آینده ی من وقتی که دغدغه هام کم شد این سبک کار کردن هم هست!
جالب ترین قسمت این چند سال نقاشی کردن این بوده که خصلت عجله داشتن!از اول ناامید بودن!رو در من کم کرده.دقیقا به من یاد داده که هر چیزی هر چه قدر هم سخت با پله پله کردن آسون می شه.بنابراین هر وقت ترسیدی از ابهت چیزی به پله های اول نگاه کن نه به انتهای مسیر!و اینکه باور کن که سخت ترین قدمها همون قدمهای اوله!چون تو هنوز مسیر برات ناشناخته است.هر چه قدر جلو می ری می بینی به طور ناخودآگاه سریع تر داری حرکت می کنی و کارهایی که روزهای اول برات بسیار سخت بود با تمرین و بدون اینکه متوجه باشی بسی آسون تر شده.و جالبه فقط کافیه مثلا دو هفته از این مسیر چند ساله دور باشی وقتی می خوای با زغال طرح بزنی می بینی انگار قدرت دست و چشمهات کم شده!!!!
پس یکی از شروط حرکت داشتن مداومته....مداومت بسیار مفیدتره از دوره های فشرده و سخت.یه جورایی انگار یاد می گیری با اون موضوع زندگی کنی .این زندگی کردنها فشارها رو کم می کنه و ذهن دیگه گارد غریبه بودن نمی گیره.
از امروز برنامه ی جدیدم رو شروع کردم.روز اوله!هزار تا چه می شود !چه باید بشود!تو ی ذهنمه ولی دقیقا چیزی که داره آرومم می کنه همون مدلیه که برای نقاشی برای خودم اجرا کردم!یعنی می گم اگه اونجا با پله پله کردن نتیجه می گیرم ان شاالله اینجا هم همین طور می شه.
توکل بر خدا.یا علی
/ 1 نظر / 3 بازدید
نرگول

ب قول نادر ابراهیمی: باورکن که هرگز نمیتوان بدون یک هنر دستی کوچک زندگی کرد!