حقوق زنان-3

صحنه ی اول:خونه ی یکی از دوستهای قدیمی مامان مهمون هستیم که نمی دونم موضوع از کجا به این جا می رسه که یه سری از خونواده ها که مهاجرت کردند به خارج از کشور کارشون به جدایی می کشه .من هم اون وسط می شم نخود معرکه و می گم که خیلی از زنها توی اون محیط جرات پیدا می کنند که اعتراض کنند و جامعه هم مدافع حقوقشون هست.بماند که این یه کلمه ی حقوق زنان می افته دست ملت و هی به من می گن چی شده می خوای حقوقت رو بگیری و من رو از گفته پشیمون می کنند.

..................

صحنه ی دوم:صبح روز ٣ شنبه رئیس جدید به من می گه بیا برو بشین کنار بچه های نیروگاه و یه سری جزوه ها رو ازشون بگیر.ناگفته نماند که دو نفر از همکارهای جدیدم دو تا از بچه های ورودی ٨٠دانشگاه خودمون هستند.هی می گن خوش به حال خانومها!که این قدر تحویلشون می گیرند و روز زن بهشون کادو می دن.مردها بیچاره اند و از این حرفها!از اونجایی که نمی دونند دارند جلوی چه کسی این حرفها رو می زننخنده!من وارد بحث می شم و ......!!!خودتون می دونین چی می شهچشمک!این وسط یکی از آقایون میانسالی که لهجه ای شبیه کرمانشاهی هم داره! می گه قدیمیها به زنها طلم کردند و این باعث شده جامعه الان خیلی به نفع زنها جلو بره .زن باید بشینه خونه بچه اش رو تربیت کنه و من دار و ندارمو می دم دست زنم و از این حرفها.......منم گفتم :به خودتون نگاه نکنین هنوز قوانین برای دفاع از بعضی از زنها ناقص هستند......... و و و

..................

صحنه ی سوم:داریم تو کلاس زبان با هم حرف می زنیم که یکی از دیالوگها به روز مادر بر می گرده.معلممون به یکی از بچه ها می که خونه ی مادر شوهرت اول رفتین یا خونه ی مامان خودت!می گه:مامان خودم!معلممون می گه :پس شوهرت زن ذلیله!یکی دیگه می گه:هیچ مردی زن ذلیل نیست و بحث داغ می شه.همین ایشون می گه من می خوام با شوهرم مهاجرت کنم استرالیا و اونجا ازش طلاق بگیرم.می گه اینجا طلاق برای یه زن به این آسونیها نیست و تو جامعه خیلی از مشکلات براش به وجود می آد.معلممون می گه:همسرت از این نیت تو خبر داره داره یا نه!می گه:نه!ولی کاری کرده که من راه دیگه ای جز طلاق ندارم.........

آخر کلاس معلممون می گه خوب نتیجه ی بحثمون چی شد؟این شد که برای خودمون ارزش قائل باشیم!برای خودمون زندگی کنیم و به اندازه ی کافی قوی باشیم..........

.........................

ولی آیا اگر ما زنها همه ی اینها هم باشیم همه چیز درست می شه؟

 

/ 6 نظر / 42 بازدید
سنا

نچ

وفا

من خیلی سوال دارم.. توی جامعه ما که ماشالله هیچی سر جاش نیست زنها یا کلا حقی ندارن یا همه کاره ان.. حتی چند وقت پیش توی دانشگاه با استاد راهنمای تزم درباره ی زندگی یک زن بحثم شد.. اون عقیده داشت زن باید برای خودش اهمیت بیشتری قایل باشه تا همسر و بچش و مثلا بین منافع خودش و همسرش مال خودش رو انتخاب کنه.. و من ازون جایی که کلا سنتی می اندیشم درست مخالف بودم.. خواهشا اگر به نتیجه رسیدی به ما هم بگو.. راستی این اداره شما فیزیک استخدام نمی کنه؟ من شدیدا احساس فقدان شغل می کنم..

الهه

[گل]

ندا

فکر کنم یه علت دیگه ای هم که ملت خارج طلاق میگیرن اینه که تا مدتی که از شر طعنه ها و نگاه های معنی دار فک و فامیل و در و همسایه راحت باشند

ش

مرضک ببین، توی مرضک و من ش، دغدغه مشترک داریم! یعنی درد مشترک زیاد داریم، اما روی این یکی می شه دست به دست هم بدیم و کار کنیم. مرا دریاب! تو را دریابم! بیا تا گل برافشانیم عزیز جانم! بهت خواهم ایمیل اید. سر فرصت جواب بده.

فروزان

سلام بي معرفت تو كه اينقدر دم از حقوق زنان ميزني يادي از همكاران قبلي هم بكن خوب نيست آدم يكهو همه را فراموش كنه رئيس اذيتت كرد ما كه رفيقت بوديم نبوديم ؟