تووووووبه

در حالی که من از شدت ناراحتی و عذاب وجدان کلافه ام و در روز به همین خاطر چند بار از امیرعلی معذرتخواهی کرده ام ولی اون با تعجب به من نگاه می کنه و می گه:مگه تو منو ناراحت کردی؟؟؟؟متاسفم..متاسفم...متاسفم...به توان بی نهایت متاسفم برای تمام رفتارهای بدم که به هر دلیلی حق و ناحق !انجام داده ام.به توان بی نهایت بار از خودم می خوام که در کنترل؛ صببببببببر بیشتری داشته باشم.البته که اون قدر وحشی نبوده ام که بچه ام رو بزنم‌ولی خشونتها و رفتارهای هیجانی در این یک سال و نیم زیاد داشتم.به خودم حق می دم که گاهی کلافه!داغون!و هر چیزی باشم ولی حق نمی دم که اینها باعث شه نتونم درست ترین برخورد رو با یه بچه ی معصوم داشته باشم.....خیلی ناراحتم...خییییییییلی!تمام زندگیم در این بچه خلاصه شده حتی وقتی باهام‌نیست همه ی فکر منه اون وقت خودم بدترین ضربه رو بهش می زنم...shame on me...

/ 0 نظر / 48 بازدید