من بر آن عاشقم که رونده است

این چند وقتو که سرکار نرفتم تو خونه ی مامان مشغول امر خوردن و خوابیدنم، شبها یخت خوابم می بره . امشبم از همون شبهاست ! خیلی از این شبها ! به خیلی چیزها فکر می کنم!از دیروز رفتم تو نخ عشق و دوست داشتن و ورق زدن همه خاطره ها. من تو رو نورس ترین عشق خودم می دونم و هیجان دیدنت کنار استرس ندیدنت در من جریان داره.یه روز به تاریخ مقرر باقی مونده! به روز عید غدیر! به دیدن روی ماه تو! من همیشه فکر می کردم تو دختر خواهی بود! برات اسم گذاشته بودم ! حتی اتاقتو صورتی رنگ کرده بودم از دو سال پیش و در کمال ناباوری اولین بار وقتی فهمیدم پسری انکار کردم! تابالاخره در زمانهای مختلف مطمئن شدم تو پسمله منی! البته هنوزکه ندیدیم هم رو کچل تو ی تمام این شبهای بیداری برات دعا کردم ! دعا کردم که رونده باشی! رو به جلو زندگی کنی شاید دقیقا چیزی که خودم تا به امروز نبودم و همیشه حسرتشو خوردم !از اسم "رهی" همیشه خوشم میومد ولی خوب به این دوره زمونه نمی خورد، رهی یعنی کسی که در حال رفتنه! در حال جلو رفتن! درست همونی که من برات می خوام. خلاصه چون فکر می کردم دخملی قرار بود اسمتو من بذارم و اگه پسمل بودی بابات و من گزینه ی اسم شاخصی برای پسر تو ذهنم نداشتم! جز همین رهی!! نهایتا با توجه به سلیقه ی بابات من اسمتو پیشنهاد دادم و جالب اینکه چه قدر متناسب شد با روز تولدت! پسرم! دلم می خواد بهت افتخار کنم!به پرواز کردنت! دوست دارم تمام شهامت نداشته امو تو وجود تو ببینم! و رهی بودنتو! دوست دارم منم همراه راهت باشم! و رهی بمیرم! دوست دارم تمام چاله های روحیم پر بشه از نور و حرکت! تمام کوچیکها برام کوچیک بمونن تا خودم بزرگ شم فرصتم زیاد نیست! کاشکی کنار هم سبز بشیم! خدا تو رو از همه نظر سالم به من بده و نگهدارت باشه از تمام بدیها

/ 6 نظر / 18 بازدید
مرجان شاکری

سلوم.خوبين؟بدووووووو که آپم. فقط بدو که منتظرتم بخدا اگه نيومدي ديگه باهات قهرم.

سحر

امروز عجیب یادت بودم. یادی تلخ یادی شیرین یادی پر از احساس نشناختنت یادی دوگانه ولی عجیب دلتنگ. اومدم اینجا. روز عید غدیر و دانستن روز موعود دیدن کوچولوت. درسته که واسه خوشحالی من خوشحال نشدی ولی من امروز از خوشحالیت خوشحال شدم مرضی کچل. خیلی خوشحال. تقصیر اما تقصیر دل منه. قدمش پر خیر و برکت.

مرضيه

ممنون سحر جون كه هنوز يادمي! ولي من هميشه گفتم قضاوتت راجع به من در مورد خوشحال نشدن از خوشحاليت غلط بود كچل! من تو عمرم براي هيچ كس بد نخواستم! هيچ وقت و هيچ كس! فقط خواستم خدا اگه كسي بدم رو مي خواد منو از شرش در امان بداره! حالا چه برسه به تو كه دوستم بودي!!!!

manirazavi

سلام مبارک باشه!! تقویم وبلاگت سن بچه شما رو زیاد نشون می ده!! ما که نفهمیدیم چی شد ولی خوشحال شدیم [نیشخند]

اما

سلام قدمش مبارک، مبارکت باشه مرضی، همیشه فکر کردم خدا باید به یکی از بنده هاش اعتماد کنه که یه بنده دیگه اش رو بهش بسپره، مبارک باشه اعتماد خدا، مبارکت باشه برکت خدا، تو همه روزها و لحظه ها برات پاینده انشالله

manirazavi

من یادداشت اردیبهشت شما را که خوندم فکر کردم به دنیا اومده و دیگه از دهنم بیرون نرفت!! الان که دوباره خوندمش فهمیدم که اشتباه کردم. ببخشید اگه بی احترامی شد. خدا، حافظ شما و خانوادت باشه ان شاءالله