وقتي داري يه خونه اي رو خشت اولش رو كج مي ذاري....اگه يكي بياد بزنه هر چي تو درست كردي خراب كنه.....در حقت لطف بزرگي كرده.....ولي فهميدن اين لطف يا با عشق به اون يه نفرامكان داره  يا با صبر از روي ناچاري.يا اينم كه هيچ وقت نمي فهمي....

 

اين جوري كه نگاه كردم خيلي چيزها كه تا ديروز برام يه بدشانسي محسوب مي شدن مايه ي خوشحاليم شدن....البته قبول دارم خيلي هم از اين وري بخواي بري تهش خوب نيست.....چون بازم داري تفسير به راي مي كني.....بازم محور كارهات رو بر پايه ي فهم خودت از مسائل گذاشتي كه از نظر نوع عمل با اون حالت قبل هيچ تفاوتي نمي كنه...بابا ! اصلآ به فول حافظ رضي الله عنه: فهم ضعيف راي فضولي چرا كند؟....

 

اگه قرار بود آدم با اين ديد محدودش سر از همه چيز در بياره كه ديگه اين همه هر روز سر نماز التماس نمي كرد كه خدايا هدايتمون كن.....

 

 

 

اين وبلاگم شده بلاي جون.....باور ندارين .......بياين از خودم بپرسين....اينو بايد مي گفتم بد جور تو گلوم گير كرده بود...