آدم وقتي گناهكاره مي خواد يه جوري بذاره از دست خودش و اشتباهاتش فرار كنه. اصلآ خيلي از كارها رو مي كنه كه سر شكستگيش رو فراموش كنه. مثله اون شراب خواره قصه ي شازده كوچولو كه مي گه : مي  مي زنم تا فراموش كنم سر شكستگيم رو.....ولي يه نكته اين جا هست كه من خيلي باهاش حال مي كنم. خدا مي گه:

 

والله يحب التوابين....

 

 

همين دل خوشي بسه....يعني آدم با اين كه خيلي بد كرده. ولي ته دلش مي گه: اگه الان بر گردم يكي هست كه محكم منو تو آغوش خودش مي گيره...يكي هست كه تحويلم مي گيره اساسي.....يكي هست كه به خاطر رجعتم به طرف خودش كلي ذوق مي كنه.....بابا خوب كلي دوستش داشتيم كه لذت گناه رو با اين كه چشيده بوديم بازم خودش رو به همه چيز ترجيح داديم ديگه!!!!!!!!!!خدا خودش بايد راه تو به  رو جلومون باز كنه..... امام علي توي  مناجات شعبانيه يه چيزي مي گه با اين مضمون: من توانايي رهايي از گناهانم رو نداشتم مگر زماني كه تو من رو براي محبتت بيدار كردي........

 

اي خدا! حلوا به كسي ده كه محبت نچشيده است........