چه مستی است ندانم که رو به ما آورد
که بود ساقي و اين باده از کجا آورد

تو نيز باده به چنگ آر و راه صحرا گير
که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد

(دلا چو غنچه شکايت ز کار بسته مکن
که باد صبح نسيم گره گشا آورد)

رسيدن گل و نسرين به خير وخوبی باد
بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد

صبا به خوش خبری هدهد سليمان است
که مژده طرب از گلشن سبا آورد

علاج ضعف دل ما کرشمه ساقی است
بر آر سر که ( طبيب ) آمد و دوا آمد

مريد پير مغانم ز من مرنج ای شيخ
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم
که حمله بر( من درويش يک قبا) آورد

فلک غلامی حافظ به طوع کند
که التجا به در دولت شما آورد.....

قال انما اشکوا بثی و حزنی الی الله و اعلم من الله ما لا تعلمون(يوسف <آيه ۸۶

امروز ورد زبونم( يا ارحم الراحمين) شده بود. تا حالا اين قدر تکرار اين اسم بهم نچسبيده بود. شما هم امتحان کنيد....... قرارمون اين بود دنبال در ميکده ها بگرديم. مگه نه؟گوارای وجودتون
يا ساقی کوثر........