[سيد الشهدا ـ عليه السلام ـ عرض مي كند: خدايا! اي محبوب و مطلوب من! اگر

خويشتن را براي شناخت تو در آثار و  دست آوردهاي متكثر و آيات متنوع تو سرگرم

سازم، و در لابلاي شاخه هاي به هرسو كشيده آثار صنع تو به اين سو و آن سو

كشانده شوم موجب مي گردد از مؤثر، يعني تويي كه اينهمه آثار را پديد آورده اي به

 گونه اي ناخوش آيند، دور و بيگانه گردم; و  اين كار چنان است كه واقعيت شهود را

رها سازم و براي جستجو و يافتن آن به سراغ نشان واثرش به تكاپو برآيم، و يا چنان

است كه از يقين روي گردانم و به دنبال خبر و گزارش از يقين، تلاش خود را به كار

گيرم; و در نتيجه در پايگاهي از خيال محض به سر برم كه به هيچوجه مرا به دليلي

قاطع رهنمون نيست، و در ميان فضائي از گمان ها و احتمالات سرگردان شده كه راه

را فراسوي من در رسيدن به محبوبم مسدود سازد; زيرا وقتي دست آوردهاي جالب و

شگفت انگيز آفريدگار در دسترس احساس و تفكر كسي قرار گيرد سزا نيست نردبان

احساس و انديشه را هدف قرار دهد، و برآن، بالا و پايين رود تا فقط در باره نظم و

ترتيب و كيفيت تركيب اين آفريده ها نيروي تفكر خود را محدود كرده و انديشه خود را

در ماهيت آنها راكد و ايستا سازد; بلكه بايد بپويد، و از اين نردبان فكر و  استدلال فراتر

رود تا آورنده و سازنده آنرا شناسايي كند، و دل به محبت كسي ببندد كه آنها را

آفريده و لباس زيباي هستي را بر اندامشان پوشانده است; و به گونه اي اين حقيقت

را دريابد كه چهره حق را با گستره فراگيرش در تمام آفاق ـ عليرغم كثرات و اختلاف

صور و نگاره هاي آثارش كشف و شهود نمايد