زير شمشير غمش رقص كنان بايد رفت
آن كه شد كشته ي او نيك سرانجام افتاد

سلام، دوباره محرم از راه رسيد. ماهي كه توي اون اهل دل شب و روز مي مي زنند. اونهايي كه مست شراب طهورند فقط مي تونند بفهمند محرم يعني چي و اگر نه تسبيح وخرقه آدم رو از ديدن زيبايي هاي اين ماه غافل مي كنه. دلم مثله سير و سركه مي جوشه، انگار قراره تو همين محرم كارنامه ي اعمالم رو بهم بدن. چند وقت پيش يه ماجرايي رو شنيدم كه بيشتر مضطربم كرد. امام حسين فردي رو دعوت كرد تا با كاروان او همراه بشه. مرد نپذيرفت ولي گفت كه اسب خوبي رو به امام مي ده تا در كاروان امام باشه و امام كه اين پيشنهاد رو شنيد قبول نكرد وجمله اي گفت با اين مضمون كه : تو ، خود بايد همراه ما باشي نه اسبت .....
مي گن اولين قدم تو دوستي صادق بودن در محبته ( تو دعاي كميل به خدا مي گيم :يا حبيب قلوب صادقين)، فقط خدا مي دونه چه قدر از عزاداري ها به خاطر عشق به حسينه..............
اينكه ادم لباس سياه بپوشه به سر و صورتش بزنه و بعد تا مي تونه به خودش مغرور بشه وتا مي تونه دل اطرافيانش رو بشكنه فكر نميكنم اين معني رو بده كه امام حسين كاش كربلا با تو بودم.........
باورتون نميشه چند روز پيش يه موسسه تحقيقاتي از من خواست براشون يه تحقيق كامل راجع به ريا وتظاهر بكنم. ظاهرآ وضع خودم از همه خراب تره