بعد از مدتها دوباره سراغ قلم و مرکبم رفتم. آدم وقتی يه مدت نمی نويسه دستش ديگه اون

قدرت قبلی رو نداره. تازه می فهمه که چه قدر پيوسته حرکت کردن مهمه. استاد

خوشنويسی ام می گفت: مگه می شه آدم راه بره ولی جلو نره! .......


بعضی وقتها که بهم می گن بيار مشقهای خطت رو ببينيم خنده ام می گيره.......به جز چند

تا برگ که سر مشقهای خاصی رو توش نوشتم چيز ديگه ای برای نشون دادن ندارم..ولی

تا دلتون بخواد مشق های بی موضوع دارم. مثلآ بعضی موقع ها گير می دم به اين که

کشيده ها رو تمرين کنم.......اين کار برام آرامش بخش ترين قسمت خوشنويسيه...



اما ؛ امان از وقتی که بخوای يه سرمشق خاص رو آماده کنی و تمام کلماتی رو که جداجدا

تمرين کردی تو يه خط بنويسی........مخصوصآ اگه ازت توقع داشته باشن که خوب بنويسی،

اون موقع تمام وجودت رو يه اضطراب فرا می گيره.....وقتی که مهار قلمت اون جوری که می

خوای در دستت نيست انگار داری يه بار سنگين رو بلند می کنی .خيلی بهت فشار می آد.

....وقتی می دونی قراره فقط با اون يه خط راجع به کارت اظهار نظر کنن ، کوچکترين

اشتباههای خودت رو نمی بخشی و از اول خط دوباره شروع می کنی ، البته تا جايی

می شه اين کار رو کرد که فرصتی برای سر کلاس حضور داشتن هم باقی مونده باشه...



خوب که فکر می کنم می بينم که زندگی کردن هم مثله همين خط نوشتن ها می مونه....

اگه می خوای از خط يار خوش~ نقشی ~ رو به يادگار بذاری ناخودآگاه اين حس و

حالهايی رو که گفتم برای خوب نوشتن تجربه می شه کرد ،بايد پشت سر بذاری

و تجربه کنی.....



يه دوست داشتم خيلی کم پيش می اومد مثله من بدون موضوع خاصی الکی مشق کنه .

قلم رو با اطمينان توی دستش می گرفت و از همون اولش سرمشق اصلی رو می نوشت،

الحق دست قوی ای هم داشت......


خوب؛ وقتی قلم توی دست يه همچين کسی رام باشه معلومه که مشق بی نيت کردن

برای اون جز وقت هدر دادن نيست.



آدمها ! با توجه به اهدافشون توی زندگی سرمشق های مختلفی رو می نويسن تا يه روزی

به استاد ازل نشون بدن.



استاد ما می گفت: هر کاری می خواهيد بکنيد ، بکنيد ، ولی آخرش يه خط به من نشون

بدين...



خدا ! آخر و عاقبت هممون رو ختم به خیر و ختم به لبخند رضایت خودش کنه....


تصور این که ته کار خدا راضی باشه از برآیند تمام راه رفتنهای زندگی مون ، هم خوف و

هم رجای آدمو بیشتر می کنه.......




{ بازم این قسمت يه مقدار خصوصيه ......

برو بچ ۷۸ای!

الحق که با حال ترين ، با معرفت ترين، با کلاس ترين،

به قول خودتون :

...ترين گروه خودتونيد و بس.......اين ۴ سال هم گذشت........به همين زودی..............


فقط خدا ! می دونه ۴ سال ديگه هر کدوممون کجاييم وچی کار می کنيم.....}


هر که را با خط سبزت سر سودا باشد

پای از اين دايره بيرون ننهد تا باشد