ارميا وقتی از سفر برگشت کعبه شده بود، خونه ی دلش پاک شده بود برای طواف کنندگان و ...

ارميا وقتی برگشت ميون آدمها رنگ خدا گرفته بود ، بوی خدا می داد. مسيح ارميا زاده شد

وقتی از روی درد به کوه زد...........

من هم از سفر برگشتم اما.......


{امروز به اصرار خواهرم مجبور شدم يه ذره برم بالای کوه، از روبرو يه خانومه با چند تا بچه می

اومدند، با همديگه لا اله الا الله می گفتن........خشکم زد.........}

بچه ها ! برام دعا کنيد خيلی زياد.........می دونم همتون آخر معرفتين