چند روز پيش از يکی يه جمله ی خوب شنيدم . می گفت : غربت ، زيبايی مياره ! خيلی به

اين جمله فکر کردم . حسابی به دور و اطرافم نگاه کردم ديدم بعله طرف همچين بيراه هم نگفته.

ياد اولين باری افتادم که می خواستم توی وبلاگم راجع به زيبايی مطلب بنويسم و نشد. اون

روز قرآن رو که باز کردم صفحه ی ۲۶۳ اومد :


و لقد جعلنا فی السماء بروجآ و زيناها للناظرين

وحفظناها من کل شيطان رجيم......


عالم زيبايی جاييه که همه چيز توش بکره. هر چيزی با خروج از مسیر طبیعیه خودش،

همرنگ نيستی میشه و ديگه از بکر بودن و غريب بودن می افته......


مي گن هر چه قدر آدم خالص تر باشه گواراتره......شايد به اين دليل که ديگه اين فرد رو نمی

شه توی حوزه ی اين دنيا تعريف کرد. اون ديگه رنگ این جا رو نداره و با همه ی عالم در عين

غريب بودنش آشناست........



آخی! یاد کعبه به خیر ، آدم از نگاه کردن بهش سیر نمی شد. با تمام ساده بودنش هیچ

وقت تکراری نبود... برای من مظهر جمال و زیبایی خدا بود......


کل من علیها فان

و یبقا وجه ربک ذوالجلال و الاکرام....


اون چیزی که می مونه و همیشه بکر و زیباست باید یه ربطی به وجه ذوالجلال داشته

باشه:

از پای تا سرت همه نور خدا شود

در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی



بچه ها يکشنبه روز به امامت رسيدن وجه خداست.....امامی که از همه زيباتره و از همه غريب تر

این وجه الله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش





از این جا به بعد این نوشته یه مقدار خصوصیه:
{
قابل توجه

تيم جان برکف کنترل ۷۸:

از اون جایی که در میان شما جانباز هم وجود داره ارزش کارتون از همه ی تیمها بالاتره!

بذارید بقیه دلشون به همین بردنهای کوچیک ناپلیدار خوش باشه.... ما که بخیل

نستیم }